Here, you'll find nothing
nothing
not even the sound of a butterfly's wings
nothing
wait...
listen carefully...
and think
think
any breath
in any sentence
any palpitation
in any word,
is a sound;
it is me
...


N

    O

        T

            H

                I

                    N

                        G



Tuesday, June 07, 2011

شش هفته هست که لوس گتس هستم و یک ماه دیگه برمیگردم. اینجا مثل همیشه خیابانها مرتب و مردم همه تلاششون را میکنن تا رفتاری دوستانه داشته باشن. در کالج برای ترم تابستان ثبت نام کردم و کلاس سفالگری برداشتم. تعدادی از همکلاسیهام شانزده سال بیشتر ندارن، البته از من خیلی بزرگتر هم هست ؛؛؛



نرمی یاس صدای تو
گرم تر از اشکهای بی قرار من
من در نهایت بودنم
ای با من همصدا با من هم نفس باش


این همه راز دل
من بگویم شور میشود از اشک
بیا با نوای آه من
تو بهار شو


نرمی شکوفه های بهاریست
رنگ چشمهای تو
رنگ سکوت من در آن لحظه عشق
تو عشق ساز کن


behnaz // 11:49 PM
____________________________________________


Thursday, April 07, 2011

یک ماه قبل از عید عمو و عمه بزرگم که نگران حال خیلی بد مادربزرگم شده بودن به ایران آمدن و متاسفانه مادر بزرگم دو هفته قبل از عید فوت کردن و چند روز دیگه چهلمشون هست.

سال 1390 شروع شده و من از همیشه بیشتر دعا کردم و هنوز هم دعا می کنم برای پدرم، برای مادرم و مادرشون که حالا تنها بزرگ باقیمانده خانواده ما هستن.

دعا میکنم برای جوانها ..

behnaz // 5:12 PM
____________________________________________


Tuesday, April 05, 2011

عاشق، رند و غزل خونه


مست، فکرش پریشونه


عاشقی، مستی نمیخواد



مستی، راستی نمیخواد


عاشقی، بی صدا نمیشه


مستی، غزل نمیشه



---




عاشقم من عاشقی بیقرار


میخواهم که بگویم عاشقم من اما مست و خرابم


غلت زنان افتاده به خاکم


حرف نتوانم


معشوق! من کجایم ؟!


یاد ندارم


معشوق کدامست؟


من عاشقی نمیخواهم



---


پاک کردم قطره اشکی از چشمهایم


با دستهای کوچک


کوچک و سرد


خیسی آن تا ابد در ذهن زمان مانده است


دستهای سرد و خیس


کوچک


پاک میکنم قطره اشکی با دستهایم


شاید


ببینم



---



بوسه را بوسه آیینه اش نکنم


تن خسته را نوازشگر نازهایش نکنم


فرصت چشم به راهی هست


دل شکسته را سنگ صبور حرفهایش نکنم



---



اگر میخندیدی، چه شیرین بود


چکه چکه آب، نه شرشر بود


چه شیرین بود، کاش میخندیدی


چه تلخ است، غم چشمانت


چکه چکه


چه دردیست، نشسته بر لبانت


کاش میخندیدی



---



تن عریانم سرد


نفسم سرد


عتش خشم نگاهم سرد


چه هوس بیجان است


دلم


سرد



---



شادابم از آن نگاه مهربان تو


چه خوش آهنگ است آن صدای ناز تو


میرقصم با رقص تن تو


آغوش همیشه امن تو



---



شب عریانی من شب رفتن تو بود


ای داد این فریاد من از رفتن تو بود


ای نگاهت مست


تن عریانت مست


تن بی پناه من مست نگاه تو بود


ای داد این هراس از نگاه تو بود


آغوش تو سرکش است


احساس من بی کس است


ای داد این بی کسی از رفتن تو بود


تنهاییم از نگاه مست تو بود



---



گفتی شب عشق،


شب عشق ما،


شب بوسه های ماندگار است


گفتی شب عشق ما،


شب عریانی عشق من و تو،


شب عشق میماند


گفتم داغی تن تو داغی عشق است آیا؟


گفتی عشق آیا نمیداند


گفتم عشق ماندن که میداند؟!


گفتی خاطرات ماندگار


خاطرات بوسه های داغ عشق است


گفتم عشق بودن است


گفتی بگذار داغ بمانم


گفتم داغی عشق خاطره است آیا؟


گفتی تن داغ من عشق نمیداند!



---



غم هجرت مست و خرابم کرد


اینچنین افتان و خیزانم کرد


چه هوسها چه طربها بود در سر


رسوا و نالانم کرد



behnaz // 10:00 PM
____________________________________________


Tuesday, October 19, 2010

Hello

behnaz // 10:26 AM
____________________________________________